۱۳۹۳/۰۳/۲۵ - ۱۷:۱۵
«سراج 24» گزارش می‌دهد؛

استراتژی «پوپولیستی» دولت در حوزه فرهنگ/«تدبیر» بهره برداری فرهنگی دولت از هنرمندان زینت المجالس

دولت به جای تأمل و تدبر در احوالات بیمار گونه فرهنگ و فکری برای درمان مدبرانه آن، تنها به دعوت کردن از تعدادی از هنرمندان که بیشتر در قامت زینت المجالس رخ عیان کرده اند، اکتفا کرده است.

استراتژی «پوپولیستی» دولت در حوزه فرهنگ/«تدبیر» بهره برداری فرهنگی دولت از هنرمندان زینت المجالس

به گزارش خبرنگار سراج24، پس از آنکه سالجاری از سوی مقام معظم رهبری سال «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» نامیده شد، و از آنجایی که در ماههای منتهی به سال 92 بسیاری از  دلسوزان نظام و دست اندرکاران عرصه فرهنگ تحرکات و اتفاقات ناخوشایندی را احساس و مشاهده کرده بودند؛ انتظار می رفت که دولت در سال جدید توجه بیشتر و ویژه تری را نسبت به این مهم فراموش شده معطوف کند.

متاسفانه در طول قریب به بیش از 10 ماهی که از عمر دولت یازدهم می گذرد، حوزه فرهنگی کشور ایام و روزگار متلاطمی را پشت سر گذاشته است. اکثر منقدان و فرهنگی کاران منتظر بودند تا در جشن پیروزی دولت در انتخابات، که البته رئیس جمهور وعده برگزار نکردنش را در صورت پیروزی تقریبا چند روز مانده به برگزاری یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به ملت داده بود؛افق های جدیدی را که ذیل عنوان استراتژی فرهنگی دولت و یا تدابیر و راهکارهای دولت تدبیر و امید قابل ترجمان هست را از زبان دولتمردان بالأخص شخص رئیس جمهور بشنوند. اما دریغ از حتی یک تاکتیک فرهنگی! این انتظار خام دستانه وقتی بیشتر نمود پیدا کرد که بجای تأمل و تدبر در احوالات بیمار گونه فرهنگ و فکری برای درمان مدبرانه آن، تنها به دعوت کردن از تعدادی از هنرمندان که بیشتر در قامت زینت المجالس رخ عیان کرده اند، اکتفا شده بود.

در مراسم جشن پیروزی دولت تدبیر و امید تنها چیزی که به گوش می رسید نوا و صدای به آسمان کشیده خودشیفتگی برگزار کنندگان و فرو غلطیدن در دامان نعشه گی و خلسه نارسیسی منبعث از غرور پیروزی بر دیگر رقبا بود.معلوم نیست که دولت به جز مزین کردن محافل و مجالسش با چند هنرمند زینت المجالس آیا تدبیری و استراتژی در چنته و آستین دارد یا خیر؟! چه اینکه هر مخاطب دلسوز و دلداده ای وقتی گزارش تصویری این جشن و جشنی با عنوان جشن حافظ را مشاهده می کرد چشمانش به تعدادی هنرمند خاص که در هر دو مجلس حضور چشمگیری داشتند از بهت و حیرت گرد شده و چیز دیگری قابل دیدن نبود.

بهت آور از این منظر که هنرمندان زینت المجالس که قرار بود نقش و نمایش دهنده نگرش و اهمیت فرهنگ و هنر دولتمردان را به منصه ظهور بروز بدهند ، چطور توانسته بودند به سرعت لباس و مدل ظاهری شان را تعویض کرده و در هر دو جشن فرهنگی و هنری دولتمردان حضوری پررنگ و اثر گذار داشته باشند. در جشن حافظ که از پول بیت المال مسلمین چراغانی و الوان بود به تعدادی از همین هنرمندان زینت المجالس که ظاهرا به شغل دوم و یا چندم آنها بدل گشته، هدایا و تندیس هایی اهدا شد که سئوالات زیدی را در اذهان مخاطبان پدیدار می کرد. اولین سوال این بود که مثلا نسبت فلان هنرمند خانم یا آقا با جناب لسان الغیب چیست که باید به آنها تندیس جشن اهدا گردد؟!

شاید برگزار کنندگان بعد از قسم دادن حافظ یه شاخه نبات و خواندن فاتحه و صلوات تفألی به دیوان خواجه شیراز زده اند و او نیز در پاسخ گفته است که «نه؛ هر که سر بتراشد قلندری داند!«» بنابراین دوستان وزارت فرهنگ و ارشاد نیز به تمام سر تراشیده ها صله و هدیه داده اند؛ آن هم از کیسه خلیفه! بعد از نومیدی از جشنهای برگزار شده امیدها به نشست خبری رئیس جمهور معطوف گردید که شاید رئیس دولت حداقل در زمینه فرهنگ و به جهت تسلسل تذکار دلسوزان خصوصا مقام معظم رهبری ، برنامه و تدبیر راهبردی برای کم کردن التهابات فرهنگی و بی مبالاتی های صورت گرفته در آن عرصه به مخاطبان اعلان کند.

جای بسی تاسف است که تنها سهم ملموس و مشخص فرهنگ یادآوری اشاره آقای رئیس جمهور به وزیر ارشاد درباره داده مجوز نشریه به هر حزب و گروهی بود که متقاضی داشتن رسانه هستند، بود. بیشتر سخنان رئیس جمهور حول محور سیاست خارجی ، داخلی ریال اقتصاد و هر چیزی به غیر از بخشی از شعار سال بود. انگار این روزها گران شدن و ارزانی گوجه و خیار و سکه و دلار برای دولتمردان ارجحیت بیشتری نسبت به مبحث مهجور فرهنگ دارد. چه اینکه طی چند روز گذشته در بسیاری از شبکه های تلویزیونی برخی از دولتمردان سرگرم توضیح و تفسیر افتضاحات گذشته و شرح جیب بری ها و مال مردم خوری های دولت گذشته داغ داغ بود. به هر شبکه تلویزیونی که سرک می کشی یکی از اعضای دولت از مشاور ارشد گرفته تا مشاور غیر ارشد پس از چندیدن ماه سکانداری دولت ، همچنان جملگی در حال سیاهه خوانی خرابی های گذشته بودند. همانطور که در این چندین ماه گذشته هیچ برنامه و راهبرد و به قول معروف چشم اندازی درباره عرصه فرهنگ و کارهایی که می بایست انجام گیرد وجود نداشته، ظاهرا قرار نیست که جز مویه کردن و ناله کردن اتفاق تازه ای بیفتد.

هر چقدر از عمر دولت می گذرد و هر چقدر فریاد از نبود برنامه مدون و راهگشا برای کاستی های فرهنگی امروز که عصیان گر و طاعون گونه در آینده به جان همه می افتد؛ برخوردهای واپس گرایانه به زمان آزموده و فضای منحوس و مسموم به اصطلاح دولت اصلاحات نمایان تر و عریان تر می شود. اصرار متولیان و مدیران و مسئولان ارشد کشور در حوزه فرهنگ و ابرام و پا فشاری بر روی سیاست های فرهنگی غلط، مندرس و ناکار آمد دروه اصلاحات موجی از نگرانی و التهاب را به بدنه فرهنگی کشور و بخصوص دلسوزان و دغدغه مندن انقلاب و ارزش های نابش تزریق می کند. شاهد مثال این مدعا صحبتهای وزیر ارشاد در ابتدایی ترین روزهای کاری اش است که گفته بود می خواهد پا جای پای محمد خاتمی بگذارد و ادامه دهنده راه او باشد. متاسفانه اقدامات مشکوک و دامنه داری که در عرصه فرهنگ در حال جریان و رخداد است در حال تبدیل شدن به همان رخنه های فرهنگی است که مقام معظم رهبری بارها و بارها نسبت به رشد و نمو آنها به مسئولان و دولتمردان هشدار و انذار داده است. تحرکات خنده و مشکوک فرهنگی با عقبه و پشتوانه سیاسی که رئیس دستگاه قضا چند ماه پیش به درستی از آنها سخن به میان آورد به لطف تساهل، تسامح و یا شاید هم تغافل و تجاهل برخی مسئولین در بزرگ شدن و در جای مدعی نشستن هستند. تا جایی که به فلان هنرمندی که عید نوروز را به رهبرش تبریک گفته است به صراحت و با گستاخی تمام پیغام می دهند که سینمای ما جای کسانی مثل شما نیست! یا آنجایی که یکی از مسئولان ارشد وزارت ارشاد به خودش اجازه می دهد تا یکی از بدنام ترین فیلمسازان کشور که ارتباطش با دربار پهلوی ملعون و معروفه سلطنت طاغوت فرح پهلوی اظهر من الشمس است را به ساخت و تولید فیلم دعوت کند!؟

مگر در این ملک و مملکت قحط الرجال است که کسانیکه هنوز مرکب بیانیه های هتاکانه و وطن فروشانه شان در جریان فتنه امریکایی اسراییلی سال 88 بر پیشانی ننگین شان خشک نشده است را به ارتزاق و دست فرو بردن در جیب بیت المال می کنند؟! یا اینکه سیمرغ جشنواره فجر انقلاب اسلامی را به فلان بازیگر معلوم الحالی که در جریان همان جشنواره با وقاحت تمام آمادگی اش را برای خنداندن مخاطبان حتا با پایین کشیدن شلوارش اعلام کرد؛ اهدا می کنند؟! آیا برگزار کردن جشنواره شعر فجر انقلاب اسلامی ترازش دعوت از فرد هتاک و بی سروپایی است که نسبت به اسلام و امام و انقلاب نامه ها و خزعبلات بسیاری منتشر کرده است؟! آیا بیانیه دادن آقای وزیر ارشاد و لبیک گفتنش به تذکرات رهبر انقلاب در زمینه رسیدگی به اوضاع فرهنگ و هنر کشور تناسبی با اعلام نارضایتی وی از برخورد با روزنامه های هتاک و جسارت کننده به ساحت حضرات معصومین علیهم السلام بالأخص امیرالمومنین علی علیه السلام دارد؟!

همه این مولفه ها جملگی نشان دهنده این است که همه این بیانیه ها و لبیک گفتن ها ظاهرا و فقط برای خالی نبودن عریضه است؛ و اینکه برخی به خیال خامشان گمان می کنند که با چنین جستن های سپندوار بر روی آتش، می توانند افکار عمومی را فریب داده و مکنونات قلبی خود و دیگر اعقاب امتحان پس داده  و مردود شده شان را با رنگ و لعاب دلفریب و مسحور کننده به خورد جامعه بدهند! آیا این همان استراتژی و سیاست مندرس و کهنه «پوپولیستی» نیست که همین مدیران امروزی، دولت گذشته را به آن محکوم می کردند؟! حسن ختام این مطلب فرمایشی از مقام معظم رهبری در زمینه چگونگی انجام کار فرهنگی است که کاملا بر خلاف مشی در پیش گرفته شده (مثل برپا کردن مجالس مختلف با حضور هنرمندان) توسط مسئولان فرهنگی کشور بخصوص وزارت ارشاد است که می فرمایند:«در زمینه کار فرهنگی دنبال کارهای تشریفاتی و ویترینی نباشید. نمایش دادن کار فرهنگی ، نه اینکه فایده ای ندارد؛ بلکه ضرر هم دارد.باید به دنبال کارهای محتوایی و اصیل رفت».

*** گزارش از مصطفی شاه‌کرمی

انتهای پیام/
 

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴